اصل بنیادی در انیمیشن

حرکت از تغییر و جایه جایی که چشم ما آن را می‌بیند مفهوم حرکت در ذهنمان تداعی می‌شود و ما آن جسم را زنده و پویا می‌بینیم. زندگی روز‌مره انسان پیوسته در حال تغییر و جابه‌جایی می‌باشد و تمامی این عوامل باعث می‌شود که انسان بتواند به حیات خود ادامه بدهد و عدم وجود حرکت یعنی سکون و ایستایی را ایجاد می‌کند. انرژی‌های الکتریسته، انرژی امواج و یا هنر نوع انرژی ساخته دست بشر از حالتی به حالت دیگر در حال جابه‌جایی و تغییر می‌باشند. تمام جانوران، گیاهان و حتی کوه‌ها و سنگ‌ها نیز در تغییر هستند. از طرف دیگر در هنرهای تجسمی یکی از عواملی که ایجاد حس جنبش و حرکت را به اثر هنری می‌دهد، خط می‌باشد. «خط، حرکت و جنبش است و بارور از نیروهای زاینده گستره و گُنج و فضاست و به هنگام ایجاد گستره و گُنج، فضا را نمایانگری می‌کند و چون خود نمایانگر زمان است، فضای ایجاد شده (زمان–فضا) است، (نیرو-زمینه) است. بنابراین خصیصه رنگ‌پذیری دارد و با رنگ‌پذیریش گویا می‌شود، ترانه می‌سراید، فریاد می‌کشد، آرام‌بخش می‌شود و یا به طغیان وا می‌دارد.» برای درک بهتر سمت راست را ببینید.

مراحل تولید انمیشن:

انتخاب موضوع

فیلم‌نامه

استوری‌برد

کانسپت

طراحی کاراکتر

انیمیت

موسیقی و افکت

حرکت و انیمیشن

مثال نمونه

انیمیشن کافه سلطان محمد، ساخته زهره شایسته‌فر

راه یافته به بخش پایانی جشنواره‌های : soo  و GSF Award آمریکا .

درباره نحوه خلق انیمیشن کافه سلطان محمد

بعد از بررسی کاراکترهای موجودات افسانه‌ای و فضای نگاره‌های سلطان محمد ( سلطان محمد نگارگر سده دهم/ شانزدهم مکتب تبریز دوم در نقاش‌ی‌های خود از موجودات افسانه‌ایی استفاده کرده است) به این نتیجه رسیدم، که بهترین داستان که زمینه مناسبی برای این گونه کاراکترها داشته باشد، داستان فولکور ایرانی با محوریت نشان دادن ذات آدمی می‌باشد. لذا از بیت اول یکی از غزلیات سعدی بسیار الهام گرفتم برای نوشتن داستانی که در برگیرنده این محتوا باشد.

تن آدمی شریف است به جان آدمی              نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

به علت نمادین بودن این موضوع نوشتن داستانی که بتواند این هدف را به خوبی نشان دهد و از طرفی هماهنگ با فضایی که برگرفته از نقاشی ایرانی می‌باشد، من را بر این داشت، از نقش نمادین آب همچنان‌که در نگاره‌های داستان ضحاک، شاهنامه‌شاه طهماسب نیز آمده؛ در داستان استفاده کنم. عنصر آب پيش و پس از اسلام جایگاه ویژه‌ای در باورها و فرهنگ مردم ایران داشته است. آب روشن‌ترین نشانه حیات و سرچشمه زندگی است و همه اجزای هستی به آن وابسته‌اند. آب نمودی از شفافیت و روانی و نمادی از عالم ملکوت است. عنصری است که رابطه انسان با طبیعت را پديد آورده است. عنصری است حیات‌بخش؛ که در همه هنرها چه ادبیات، چه هنرهای تجسمی نمود ویژه‌ای دارد. «در روزگار باستان رسم بر این بود که اگر کسی می‌خواست سوگند بخورد، باید مراسم سوگند خوردن را در برابر آب انجام دهد و یا به‌هنگام سوگند خوردن آب در دست داشته باشد. ایرانیان باستان به چند عنصر مقدس مانند آب سوگند می‌خورند. آنکه پیمان می‌شکند یا متهم به شکستن پیمان است باید به آزمایش آب یا دیگر آزمایش‌های آیین تن در دهد.» (آموزگار،۱۳۸۶ :۳۸۶).

داستانی که بعد چندین ویرایش یه دست آمد، مکان آن در کنار دریا و رود می‌باشد، خانه‌هایش رنگی و دل‌فریب می‌باشند، زمینش شنی و آسمانش از ابرهای کوچک اسفتجی پُر شده است، اما تنها یکی از خانه‌های آن‌جا، عمارتی که مهمانی در آن پرپا می‌باشد و اهالی آن، ایفای نقش می‌کنند. داستان ماجرای دختری را باز‌گو می‌کند، که ظاهر مندرسی دارد و از لحاظ ظاهری با کاراکترهای عمارت داستان متفاوت می‌باشد. دختر داستان ما با امید وارد عمارت می‌شود اما با خشم صاحب‌خانه به بیرون رانده می‌شود، کاراکترهای خنثی داستان دو مستخدم هستند که به‌وسیله دادن ظرف غذا، متفاوت بودنشان را با اهالی عمارت، نشان می‌دهند. (نکته: پیرمردی که بگویم نقش دانای آگاه را دارد از لحظه ورود و خروج شاهد ماجرا بوده است، پیرمرد داستان در آب زندگی‌ می‌کند) دختر غذا را می‌گیرد، نکته: (تمام جریانات از لحظه ورود و خروج توسط افرادی که در پنجره عمارت حضور دارند، پی‌گیری می‌شود) دختر به سمت رودی می‌رود، که پیرمرد در آن زندگی می‌کند. پس از اینکه متوجه او می‌شود، غذا را به پیرمرد می‌دهد. (دختر توسط اهالی عمارت دنبال شده است)

پیرمرد آب را نشان دختر می دهد، دختر وارد آب می شود، و از سمت دیگر آب پس از گذشت زمانی دختر به صورت فرشته‌ای از آب بیرون می‌آید. همان افراد نیز در شب وارد آب می شوند. ولی آن‌ها به دیو‌هایی تبدیل شده‌اند. دیوها به عمارت برمی‌گردند، اما دختر به سوی آسمان می‌رود و همانند ستاره‌ایی در گوشه‌ایی از آسمان آرام می‌گیرد. و دیوها نیز همانند قبل به پشت پنجره‌های عمارت باز‌می‌گردند. در پایان، در بالاترین پنجره عمارت مستخدم‌ها نظاره‌‌گر آسمان می‌باشن