هنرمند

در خلق آثارش متاثر از خیال، ذهنیت، جامعه پیرامون تواما با هم بوده می‌باشد. او در خلق آثارش که سه آیتم نام‌برده، آنچنان در اثرش استفاده می‌کند، که مخاطب را وادار به تفسیر و نقد از اثرش وا می‌دارد و این سه آیتم بسیار حیاتی و قابل ملاحظه در اثر می‌باشد، تحت تاثیر خیال. در آثار باید مخاطب اثر به دنبال نشانه‌ها یا زبان‌شناسی باشد. زیرا هنرمند به عنوان فردی که خود را در خیالش رها کرده است، فقط حضور معمولی در برابر اثرش برای فهم اثر کافی نیست بلکه باید از نقطه نظر روان‌شناسی مخاطب دانش داشته باشد. البته می‌توان از از این دید هم یک اثر را بررسی کرد که مخاطب آن‌را از منظر جامعه شناختی و ذهنیان و خیال خودش به تجزیه و تحلیل اثر بپردازد.
اگر به یک اثر هنری، را به مانند رمان یک پدیده چند سبکی، چند آوایی و چند زبانی بدانیم، پس نگاه هنرمند و مخاطب باهم نگاهی صحیح  گفتگومندی جالب می‌شود. هنرمند به عنوان یک فرد خیالی نمایی، که مخاطب آن‌را در اثرش می‌‌بیند نسبت به خود اصلی هنرمند، متفاوت و خلاقانه می‌باشد. که در تحت تاثیر زمانه خود که بستر اجتماعی در آن موثر بوده می‌باشد، چرا؟ زیرا زندگی واقعی و اجتماعی در محیط پیرامون ما دارای چند صدایی است و به طبع هنرمند هوشیار و بیدار کوچکترین فعل و انفعال‌ها را درک و در آثار خود پیاده می‌کند. کریستوا به عنوان کسی که مبدع بینامتنیت بود اصطلاح چند بعدی را مطرح کرد، حال چند بعد گرایی را می‌توان در تحلیل آثار هنرمند خلاق به کار برد. بارت به عنوان کسی که لذت متن را مطرح کرد آنرا به دو دسته زایشی و پدیداری تقسیم می‌کند. با این اوصاف هنرمند خلاق رویاپرداز متعلق به کدام دسته است؟ نصف زایشی و نصف پدیداری، زیرا آثار هنرمند رویا‌پرداز با توجه به ویژگی متن زایشی دارای دلالت‌های مختلفی از نظر مخاطب اثر می‌باشد. که خود موجب چند آوایی و تکثر معنا می‌شود.